براي تمام زنان سرزمينم

مارس 8, 2010

من
صداي اعتراض زندگيم
به مردگاني كه
دنياي مرا
خدايي مي كنند.
ميشنوي مرا؟
ميبيني
چگونه درصدد شكفتنم
وقتي هزاران
پا
ناجوانمردانه
سر بر جوانه وجودم
مي گذارند
و با تمام اينها
هنوز مي دانم
چگونه عاشقي كنم .
من صداي اعتراض زندگيم
به خدايان مرده ايي
كه مي پندارند
سرنوشت مرا
به قلم سياهشان
مي توانند
به سياهي رقم زنند
نمي دانند
كه من خود
سرچشمه روشناييم
و
نور.

دغدغه!

مارس 3, 2010

فكر ميكنم آدمها هر چقدر هم كه مغرور باشن و قوي يك مرزي دارن براي شكستن. بعضيها همين رو ممكنه بگن نقطه ضعف يعني نقطه ايي كه تو رو پرت ميكنه به اعماق بي چارگي و ناتواني. آدم بالقوه قادر به انجام هر كاري هست از خير تا شر، از سازندگي تا تخريب. ولي همين آدم با تمام توانمندي يك نقطه فرو پاشي داره. وقتي به اون نقطه برسه تمام قدرتش از بين ميره و ديگه نميتونه سر پا بمونه. فقط اينو نميدونم كه ميشه اين نقطه ضعف يا مرز شكست و فروپاشي رو از بين برد؟ و اگر ميشه چطوري؟

ميعاد در سپيده دم

فوریه 27, 2010

ميعاد در سپيده دم داستان عشق مادري تنها به تك فرزندش هست. داستان فداكاري مادري كه تمام آرزوها و اميدهاي زندگيش در پسرش خلاصه ميشود و ايمان خلل ناپذيري كه به موفقيت پسرش دارد تا آخرين اتفاقات رمان، پسر را به ادامه دادن نبرد سخت زندگي تشويق ميكند.
هميشه رومن گاري رو بعنوان يك نويسنده خوشفكر ميشناسم. از اون دست نويسنده هايي است كه واقعا از خوندن آثارش لذت ميبرم.
اگر چه ميعاد در سپيده دم هيچ نقطه مشتركي با زندگي خودم نداره ولي دوستش داشتم. شايد دليلش سماجت نويسنده در رسيدن به خواسته هاش باشه. اين سماجت رو كه خود نويسنده نيز در همين كتاب بهش اشاره ميكنه در ديگر نوشته هاش نيز ميشه احساس كرد.

دلتنگي

فوریه 24, 2010

وقتي زندگي ميخواد يه جورايي سر به سرم بزاره و اوضاع اونطوري كه ميخوام پيش نميره اين فكر كه در چرخه خلقت موجوداتي به اسم بچه ها و حيوانات هم وجود دارن باعث دلگرميم ميشه و ميتونم راحتر در انتظار روزهاي بهتر بمونم.

ناتوردشت

ژانویه 30, 2010

به ياد جي دي سلينجرعزيز!
ناتوردشت يكي از بهترين كتابهايي هست كه تا حال خوندم. جي دي سلينجر نويسنده آمريكايي و خالق هولدن كالفيد روز چهارشنبه در 91 سالگي درگذشت.
وقتي ناتوردشت رو ميخوني بي شك به هولدن كالفيد علاقمند ميشي. فكر ميكنم كالفيد خيلي شبيه خود سلينجر باشه!
يعني ممكنه بازم يكي مثل سلينجر به دنيا بياد؟ با اون قيافه دوست داشتني و ذهن خلاق!

بادبادكها

ژانویه 24, 2010

بادبادكها داستان اشخاصي است كه از ميان تمام فجايع و جنايات جنگ جهاني دوم به واسطه اميد زنده بيرون ميايند تا به ديگران نيز بياموزند در بدترين شرايط نيز چيزي است كه به آن متوسل شد و بواسطه آن خود و آرمانهايت رو نجات داد. داستان پسر جواني كه با عشق دختري ميجنگد و زنده ميماند. داستان پير مردي كه با بادبادكهايش بدنبال صلح و دوستي براي مردم است و داستان مردي كه به عشق آشپزي از دوران جنگ عبور ميكند. و هر يك در سرانجام به چيزي كه باورش دارند ميرسند.

زمان گذشت

ژانویه 23, 2010

كتاب بادبادكها اثر رومن گاري رودارم ميخونم .با بقيه كتابهايي كه ازش خوندم كمكي فرق داره . خداحافظ گاري كوپر رو خيلي دوس داشتم و زندگي در پيش رو.
هنوز فرندز رو تموم نكردم چند تا سريال نديده ديگه هم دارم. اين سريالها آدم رو از كار و زندگي ساقط ميكنن.
دلم يه تئاتر خوب ميخواد. چهارشنبه قرار بود بريم رقص زمين رو ببينم كه بعد از كلي تو صف وايستادن بليط گير نيومد. و برنامه چهارشنبه منتهي شد به يك نشست زنانه و مراسم نخودچي خورون و كله پاچه آقايونو بار گذاشتن.
چند روز پيشا تصميم داشتم براي فراموش كردن غصه هاي ابلهانه خودم يه سر برم هائيتي و لي چون هنوز اين اتفاق نيافتاده پس كماكان مينونم غر بزنم و به غصه هاي ابلهانه خودم فكر كنم.
يه سال ديگه گذشت و من هنوز دارم به ريش زندگي ميخندم كه هيج جوري نميتونه منو از رو ببره.
چگونه نا تمامی قلبم بزرگ شد
و هيچ نيمه ايي اين نيمه را تمام نکرد !

سفر

دسامبر 28, 2009

براي من سفر فارغ از جنبه تفريح و خوشگذراني جنبه آموزشي نيز داره. تمام اون چيزي كه ممكنه مدتها طول بكشه تا از تو كتابها يا باقي وسايل ارتباط جمعي و آموزشي ياد بگيري در طول چند روز ميتوني بفهمي و تجربه كني. خوانده ها و شنيده ها هيچگاه مثل ديدن و لمس كردن واقعيات نميتونه به افزايش آگاهي آدم كمك كنه. بخصوص وقتي جايي زندگي ميكني كه هيچ رسانه قابل اعتمادي وجود نداره بهتره از هر فرصتي براي سفر استفاده كني تا واقعيات زندگي برات آشكار بشه و چه بهتركه اين سفررا از سرزمين خود آغاز كني!

 

Friends

دسامبر 19, 2009

يكي از چيزهايي كه تو زندگي ميتونه مايه دلگرمي  باشه اينه كه در برابر هر آدم شروري كه ميخواد به تو آسيب برسونه يه آدم خوب هم وجود داره كه ميتونه لبخند به روي لبهات بنشونه!

روز چهارشنبه بعد ازيك روز كاري بد تنها چيزي كه تونست حالمو بهتر كنه ديدن سريال Friends  بود.

از طريق همين تريبون از يك دوست خوب كه اين سريال رو در اختيار اينجانب گذاشت كمال تشكر و قدرداني را دارم.

 

تنبلي كه شاخ و دم نداره!

دسامبر 9, 2009

نه كه فكر كنين تو اين چند وقتي كه مطلب جديد ننوشتم هيچي كتاب نخوندم يا فيلم نديدم نه! واقعيت اينه كه كمي تا قسمتي تنبلي كردم و نتونستم اينجا رو بروز كنم. اميدوارم زود از اين رخوت دربيام و بتونم مطلب جديد بدرد بخوري بنويسم.